Warning: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in ..../includes/class_bbcode.php on line 2958

Warning: Function split() is deprecated in ..../includes/class_postbit.php(345) : eval()'d code on line 30

Warning: Function split() is deprecated in ..../includes/class_postbit.php(345) : eval()'d code on line 46

Warning: Function split() is deprecated in ..../includes/class_postbit.php(345) : eval()'d code on line 30

Warning: Function split() is deprecated in ..../includes/class_postbit.php(345) : eval()'d code on line 46
خاطرات سفر به دور اروپا(2013)– روز نوزدهم (بخش اول)- پراگ3(چک)- برج پترین و قلعه پراگ
ترجمه مدارک تحصیلی و مقالات تخصصی شما
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: خاطرات سفر به دور اروپا(2013)– روز نوزدهم (بخش اول)- پراگ3(چک)- برج پترین و قلعه پراگ

  1. #1

    خاطرات سفر به دور اروپا(2013)– روز نوزدهم (بخش اول)- پراگ3(چک)- برج پترین و قلعه پراگ

    شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۰۷

    صبح روز دوم اقامت در پراگ چون یک روز کامل رو پیش رو داشتیم از همون ابتدا برنامه پر و پیمونی رو طراحی كرده بوديم كه به تبع اون نمي شد خيلي دير جنبيد! چون به قول ما هر دقیقه خواب و تنبلی چندین هزار تومان واسه آدم آب خورده و حیفه اینجوری هدرش بدیم!اولين مقصد پارك پترين (Petrin) بر بالاي تپه اي نزديك رودخونه ولتاوا بود. جایی که دوست خوبمون مارتین حسابی دیدنش رو پیشنهاد داده بود و بهترین پانورامای شهر رو در برداره و معمولا تو برنامه تورهای ایرونی قرار نداره!
    خوشبختانه بازم ترن شماره 9 محله مون از نزديكي پارك مي گذشت و این كار رو براي رسيدن به اونجا راحت می كرد!
    با طی مسیر و پس از ترك ترن اولين چيزي كه روي تپه نمايان شد مجسمه هايي با طراحي قشنگ و يكم اون طرف تر هم ايستگاه فاني كولار (Funicular) يا همون ترن كابلي قرار داشت كه مستقيما تا بالاي تپه كشيده شده بود.در محوطه ايستگاه چندتا توريست خارجی مثل ما و چند تا بچه مدرسه اي شیطون که مثل همه جای دنیا تو سر و کله هم می زدن و سالن رو رو سرشون گذاشته بودن، جلب توجه می کرد. دقايقي بعد بالاخره متصدي مربوطه هم اومد و ما هم خوشبختانه بدون پرداخت پول و تنها با استفاده از همون كارت هاي حمل نقل شهريمون كه 24 ساعت اعتبار داشت سوار اين ترن شديم.تو لحظات اول دوربینو درآورده بودیم و تازه آماده عکس گرفتن شده بودیم که یکباره با اضافه شدن چند نفر ديگه عملا كل فضاي ترن شد شبیه متروهای تهران و چهره هاي ما از اينكه نمي تونيم از پنجره چشم انداز زيباي بالا رفتن رو تماشا كنيم حسابی درهم شد و به نشانه اعتراض دوربین رو غلاف کردیم و نشستیم سرجامون!دقايقي بعد به ايستگاه پاياني رسيدیم و از اينجا به بعد محوطه پهناور پارك با طراحي زيباش و يكم دورتر برج فلزي سبزرنگ پترين (Petrin View Tower) كه بي شباهت به برج ايفل نبود خودنمايي مي كرد. تاريخ ساخت اين برج كه به تقليد از برج ايفل ساخته شده به سال 1891 ميلادي بر می گرده!
    بعد از آغاز به كار برج سر ساعت 10 ما به عنوان اولين مشتري وارد شديم اما با ديدن منوي شلوغ و پلوغ بليط يكم گيج شديم! بالاخره متصدی مربوطه که گیج شدن ما رو حدس زده بود برامون شرح داد که ورودي با پله 105 كرونه و اگه بخواید با آسانسور تا بالا بري 50 كرون هم اضافه مي شه. البته با كارت دانشجويي يكم تخفيف داشت اما متاسفانه فقط دانشجوهاي زير 26 سال رو به عنوان دانشجو مي پذيرفتن و همانطور که میدونین ما بالای 26 سالیم دیگه نمیشه مخفی کرد یه جایی رو میشه! [نیشخند]با يكم دو دو تا كردن و چون اول روز بود و هنوز پرانرژی بودیم، بليط پله رو خريديم و در مسير 299 پله ای اين برج شصت متري قرار گرفتيم. بعد از دقايقي كلي ذوق كرديم كه خوب شد با آسانسور نيومديم چون واقعا منظره شهر از پله های برج به خصوص از وسطهاي برج كه يه بالكن باز داشت فوق العاده بود! اما از بالاي برج همه چيز از پشت شيشه هاي كدر قابل ديدن نبودن كه يجورايي نمي تونست حس خوبي رو به آدم القا كنه!
    در طول مسیر دوار پله کانی، از چهار طرف زيبايي هاي شهر قديمي پراگ يك به يك آشکار می شدن و ما با کنجکاوی نام هرکدومشونو حدس می زدیم!از چشم انداز زيباي قصر قديمي گرفته که واسه خودش عظمتی داشت و یجورایی گل سر سبد دیدنی های شهر از بالا محسوب می شد!
    تا رودخانه ولتاوا و پل هاي تاريخيش که بعد از کلی سعی و خطا نهایتا تونستیم پل چارلز و مجسمه های زیباش رو شناسایی کنیم.از اون بالا مي شد استاديوم فوتبال پراگ و همچنين ديوار قديمي Hunger رو هم مشاهده كرد.با اینکه دلمون نمی اومد اون همه چشم انداز رویایی شهر رو ترک کنیم اما عقربه های ساعت یه همون هشدار می داد که دیگه خیلی وقت نداریم. ساعتي بعد دوبار مسير پله كاني رو با آرامشي خاص كه همزمان فرصت لذت بردن از مناظر اطراف رو مي داد پايين اومديم و کلی عکس گرفتیم. توی هر پاگرد انگار با یه منظره جدید روبرو می شدیم و با اینکه کلی عکس گرفته بودیم بازهم عکس می گرفتیم.
    در محوطه بزرگ پارك علاوه بر برج، سرگرمي هاي مختلفي هم طراحي كرده بودن كه از جمله اونا ميشه به مارپيچ آيينه ها اشاره كرد كه مي تونست گزينه جالبي براي تماشا باشه اما راستش با توجه به بليط ورودي 105 كروني اش و محدويت زمانيمون عملا قيد اونجا رو زديم!از روي نقشه و البته در مسير GPS موبايلمون مسير مقصد بعدي كه مجموعه موزه و كاخ هاي Strahovsky Klaster بود حركت كرديم. تو اين حين البته تابلوهاي راهنما يكم بد طراحي شده بودن و موجب شد ما و دو تا زوج فرانسوي كه يجورايي به صورت غير محسوس ما رو دنبال مي كردن كمي تو مسير گيج بزنيم! اونام که فکر می کردن ما مسیر و بلدیم دنبال ما راه افتاده بودن ونهایتاً وقتی به فرانسه از ما پرسیدن که مجموعه کجاست ما که فقط انگلیسی بلد بودیم اظهار بی اطلاعی کردیم. اما سرانجام مسیر رو پیدا کردیم و اونا رو هم راهنمایی کردیم!قدمت استراوسوكي كلاستر به قرن 12 ميلادي و ولاديسلاو دوم بر مي گرده و در طول قرن ها ساختمونهاي اون تكميل شده اند. اين مجموعه اكنون در بردارنده موزه هاي مختلفي از جمله گالري عكس، كتابخانه و ... است و علاوه بر اون كليساي ويرجين ماري كه قدمتي 300 ساله داره هم در دل اين مجموعه زيبا و تاريخي قرار داره.
    جالب اونكه جلوي در اصلي مجموعه يه تابلوي الكترونيكي ساخته بودن كه با انتخاب نام مكان مورد نظر مكان اون در روي نقشه چشمك زن مي شد و دستگاه شروع مي كرد به ارائه توضيحات توريستي در مورد اون مكان! (شرمنده، یادمون رفت ازش عکس بگیریم!!!)با ادامه مسير و گذر از بالاي تپه هاي Hradcany چشم انداز بسيار زيبايي از بالاي شهر پراگ نمایان شد.
    از اون بالا همه چيز رنگ و لعابي متفاوت داشت و هرچي نگاه مي كردي بيشتر دلت مي خواست اين لحظات هیچ وقت تموم نشن!
    پايين تپه هم به یه موزه دیگه ختم مي شد و يجورايي وروديشو مسدود کرده بودن.دقايقي بعد خودمونو در كوچه پس كوچه هاي سنگفرشی قديمي اطراف قلعه پراگ و البته ساختمان پارلمان یافتیم و خوشبختانه با كمك GPS موبايلمون از درستي مسير مطمئن شديم.
    با ورود به محوطه پشت قلعه قديمي هنوز فرصت و گشت و گذار در محدوده اطراف قلعه و كشف پانوراماهاي زيباي اطراف رو نكرده بوديم كه يكدفعه مارش نظامي زدن و ملت رژه نديده دو طرف خيابون به صف شدن تا گروهان 40 تا 50 نفره سرباز با يونيفرم رسمي از محوطه پشتي وارد حياط قلعه بشن!
    دقايقي بعد ما هم وارد محوطه قلعه شديم و با گذر از حياط پشتي خودمون رو روبروي كليساي اصلي قلعه يافتيم كه با برج و باروي عظيمش به سختي مي شد از پايين نوك اونو ديد! به قول نکیسا کلیساش کاملا "کلاه از سر انداز" بود!
    ورودي كليسا در ظاهر آزاد بود اما وسطهاي كليسا رو با طناب جدا كرده بودن و يجورايي فقط كسايي كه بليط كل مجموعه رو داشتن مي تونستن بخش انتهايي كليسا رو ببينن! هرچند خیلی نیاز به خرج اضافه ای نیست چون از دور هم همه چیش پیدا بود! و قابل توجه دوستی که گفته بود کلیسا دیدن نشد کار باید بگیم این کلیسا واقعا زیبا و منحصر به فرد بود. شیشه های رنگیش هر کدوم یه تابلوی زیبا بود که روایتی برای خودش داشت.
    از اينجا به بعد ديگه داخل ساختمون هاي قلعه رو بايد با خريد بليط دنبال مي كرديم و متاسفانه قصر اصلي و بخش هاي مهم قلعه فقط در قالب يه پكيج كلي كه 250 كرون قيمت داشت قابل خريد بود و شامل چندتا بنای مختلف می شد که حتی اصطبل و برج و بارو هم داخلش قرار داشت! البته با كارت دانشجويي قيمت بليط تا حدود 150 كرون پايين مي اومد اما بازم فقط كمتر از 26 ساله ها دانشجو به حساب مي يان و هرچي با نگاههاي ملتمسانه به يارو حالي كرديم كه بابا ما كرون هامون ته كشيده و اینجا هم که شما صرافی نداری پول چنج کنی! و معرفت به خرج بده يجورايي از كارت دانشجويي كه به يادگار برامون مونده و فقط تا پايان 2013 اعتبار داره يكيشو حساب كن یا حداقل اجازه بده فقط یه بخش از پکیج تور که همون داخل قصر اصلی هست یا کوچه طلایی رو تماشا کنیم!!! اما يارو به خرجش نرفت که نرفت و گفت بايد بليط كامل بديد! (ناخودآگاه ياد معرفت هندي ها تو معبد آكشارداهام افتاديم كه با بزرگواري تموم با اينكه تو موقعيت مشابه 30 روپيه كم داشتيم كل بليط پكيج رو بهمون با تخفیف دادن افتادیم و بازم خدا بیامرزی بهشون گفتیم!)از اينا كه بگذريم قصر و قلعه بزرگ پراگ از نظر وسعت در رتبه اول جهان قرار داره و نام خودش رو تو كتاب گينس هم ثبت كرده.دوست خوبمون آرش نورآقایی نقل می کنه که ساخت کلیسای “سنت ویتوس” (واقع در قلعه پراگ) ۵۰۰ سال طول کشید و البته هنوز هم به صورت کامل تمام نشده است. چنانکه در تصویر و در میان ستون ها، فضای خالی (احتمالا برای مجسمه) دیده می شود.دور تا دور ساختمان کلیساهای مسیحی، حیواناتی (شیاطینی) شبیه آنچه در تصویر می بینید، مشاهده می شود. این شیاطین در واقع ناودان هستند. اما مسیحیان آنها را ارواح شیاطینی قلمداد می کنند که در حال فرار کردن و دور شدن از کلیسا هستند.علاوه بر این دوست خوبمون نکیسا نورائی توصیف قشنگی از کاخ پراگ ارائه داده که بهتره بی کم و کاست بخش هایی از اون را اینجا بیاریم:همچنین نکیسا نورائی از کوچه طلایی دژ (قلعه) پراگ که قدمتش به قرن 16 میلادی می رسه هم تصویر قشنگی ارائه کرده که بد نیست اینجا بهش اشاره کنیم:صرفنظر از قصر و کوچه طلایی، داخل محوطه قصر هم به اندازه کافی برای دیدن جذاب بود.تو این حین سرک کشیدن به برخی ساختمون های داخل محوطه که البته برای دیدن کاملش باید بلیط بدی، چندان خالی از لطف نیست.با پايين اومدن از كوچه منتهي به قلعه پراگ در مسير راه توجهمون به يه ساختمون كوچك در محوطه باغي كوچكي جلب شد كه در حقيقت موزه اسباب بازي بود. دو طبقه رو بالا رفتيم تا ببينيم چيه اما با ديدن محوطه نه چندان بزرگ سالن موزه بطور مشخص نمي تونست ارزش 100 كرون وروديش رو داشته باشه. از برخورد خانوم متصديش هم خيلي خوشمون نيومد كه بعد از اینکه ما از ورودی یه عکس گرفتیم با اخم و تخم گفت اول بليط بخريد و بعد اجازه عكس گرفتن داريد! مام از دیدن اونجا صرفنظر کردیم و خیلی هم خوب شد چون بعداً تو کپنهاگ یه موزه اسباب بازی به مراتب کاملتر دیدیم که تازه رایگان هم بود!

    منبع: [Dear Guest/Member you can't see link before replyclick here to register]


    برای ترجمه مدارک تحصیلی یا مقاله های تخصصیت نیاز به یه مترجم مطمئن داری؟

    اگه بهت بگیم فقط با 10 هزار تومن میتونی کلی سود کنی و میتونی تا یک سال تا 15% تخفیف برای همه کارهای ترجمت بگیری چی میگی؟

    کافیه برای سایت مای زیما، وارد بخش کاربری خودت بشی و اشتراک یک ساله ترجمه رو با پرداخت 10 تومن تهیه کنی و تا یک سال، با هر ترجمه بجای هزینه، سود کنی

  2. #2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •